تاریخ مدرن سوئد
از کشوری فقیر و کشاورزی تا جامعهی رفاه.
این صفحه از سوئدی ترجمه شده و یک گویشور بومی آن را بازبینی نکرده است. نسخهی سوئدی اصل است.
فصل ۱۰ بزرگترین فصل این مواد آموزشی است — صفحات ۳۲ تا ۳۸ — و بهوضوح بیشترین پرسشهای تمرینی را دارد. همچنین پرتاریخترین فصل است. اگر یک بار بهدرستی گاهشماری را مرور کنی، باقی فصل بسیار سادهتر میشود.
از جامعهٔ کشاورزی به جامعهٔ صنعتی
دویست سال پیش، سوئد کشوری کشاورزی معمولی بود. تقریباً کل جمعیت در روستا زندگی میکرد و با کشت زمین و نگهداری دام سروکار داشت، شهرها کوچک بودند، و در مقایسه با دیگر کشورهای اروپایی سوئد فقیر بود.
در طول قرن نوزدهم، ماشینهای کارآمد اختراع شدند و صنایع در سراسر اروپا رشد کردند. نخستین صنایع بزرگ سوئدی در میانهٔ قرن نوزدهم آغاز شدند: کارخانههای اره که چوب تولید میکردند و صنایعی که فولاد میساختند. بعدها کارخانههای کفش و لباس، و صنایع ماشینآلات سنگین نیز آمدند.
بسیاری برای کار در کارخانهها به شهرها نقل مکان کردند، که بهنوبهٔ خود بر شرایط مسکن، بازار کار و زیرساخت اثر گذاشت.
رشد جمعیت و مهاجرت
در آغاز قرن نوزدهم حدود ۲.۵ میلیون ساکن وجود داشت. صد سال بعد، جمعیت دو برابر شده بود. دلایل آن روشهای بهتر کشاورزی که غذای بیشتری تولید میکرد، و پیشرفتهای پزشکی بود که خطر مرگ کودکان بر اثر بیماری را کاهش میداد.
اما کشور همچنان فقیر بود و بسیاری در یافتن کار مشکل داشتند. بیش از یک میلیون سوئدی میان سالهای ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰ به آمریکا مهاجرت کردند.
راه بهسوی دموکراسی
پادشاه، اشراف، کلیسا، بازرگانان و کشاورزان مدتها قدرت سیاسی را در دست داشتند. با صنعتیشدن جامعه، افراد بیشتری خواستار تغییر نظام سیاسی نیز شدند.
- ۱۸۰۹ — ریکسداگ قانون اساسی جدیدی تصویب کرد که قدرت پادشاه را محدود میکرد.
- ۱۸۶۵ — اصلاحی در قانون اساسی به افراد بیشتری حق رأی داد و باعث شد اشراف و روحانیون نفوذ سیاسی سنتی خود را از دست بدهند.
اما این هنوز دموکراسی نبود. زنان همچنان از حق رأی محروم بودند و نمیتوانستند به مقامهای سیاسی انتخاب شوند. در میان مردان نیز فقط کسانی که درآمد یا ثروت خاصی داشتند حق رأی داشتند — و ثروتمندترینها چند رأی داشتند.
جنبشهای مردمی
جنبشهای مردمی عاملی تعیینکننده برای گذار به دموکراسی واقعی بودند. مردم در انجمنهای داوطلبانه سازمانیافتند تا خواستار حقوق خود شوند: روزکاری هشتساعته، حق رأی و آزادی مذهب.
چهار جنبش بزرگتر عبارت بودند از جنبش کارگری، جنبش کلیساهای آزاد (frikyrkorörelsen)، جنبش زنان و جنبش پرهیزگاری (nykterhetsrörelsen). از همان قرن نوزدهم، صدها هزار نفر مشارکت میکردند. آنها کتابخانه و حلقهٔ مطالعهٔ خود را بنیان گذاشتند و گردهمایی برگزار کردند.
روشها قانونی بودند: تظاهرات در خیابانها و میدانها، گردهماییهای اعتراضی، کتاب و مقاله در روزنامهها. بسیاری از این جنبشهای مردمی تا امروز پابرجایند.
پیروزی دموکراسی
- ۱۹۰۹ — تقریباً همهٔ مردان حق رأی یافتند.
- ۱۹۱۸ — تصمیم دربارهٔ حق رأی همگانی، پس از سالها اعتراض و ناآرامی سیاسی. بهویژه جنبش زنان برای شمول رأی زنان تلاش کرد.
- ۱۹۲۱ — نخستین انتخابات ریکسداگ که هم مردان و هم زنان در آن رأی دادند و زنان توانستند نمایندهٔ ریکسداگ شوند.
با انتخابات ۱۹۲۱، سوئد دموکراسی شده بود. این مهمترین سال کل این فصل است.
جنگهای جهانی
در جنگ جهانی اول، ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸، سوئد خود را بیطرف اعلام کرد. با این حال کشور دچار کمبود غذا و دیگر کالاهای ضروری شد، که به تظاهرات و اعتراض انجامید.
در جنگ جهانی دوم، ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ نیز سوئد بیطرف ماند. کشور چند بار در موقعیتهای دشوار قرار گرفت — وقتی شوروی به فنلاند حمله کرد، و وقتی آلمان نازی دانمارک و نروژ را اشغال کرد. برای کاهش خطر کشیدهشدن به جنگ، دولت اجازه داد سربازان آلمانی از داخل سوئد بهسوی نروژ اشغالشده و فنلاند عبور کنند.
در هولوکاست نازیها حدود ۶ میلیون یهودی را در اروپا کشتند. در دههٔ ۱۹۳۰ سوئد سیاست سختگیرانهای داشت که مهاجرت یهودیان به این کشور را دشوار میکرد، و این سیاست در سالهای نخست جنگ نیز ادامه یافت. بهسوی پایان جنگ این سیاست تغییر کرد:
- حدود ۷٬۰۰۰ یهودی دانمارکی با کمک عملیات نجات دانمارکی-سوئدی به سوئد گریختند.
- دیپلمات رائول والنبرگ (Raoul Wallenberg) به یهودیان گذرنامهٔ حمایتی (skyddspass) میداد، سندی که نشان میداد آنها تحت حمایت سوئد هستند و نمیتوان آنها را به اردوگاه کار اجباری فرستاد.
- در پایان جنگ، صلیب سرخ هزاران یهودی را از اردوگاههای کار اجباری آلمان نجات داد و آنها را با اتوبوسهای سفید به آنسوی مرز سوئد برد.
دورهٔ میان دو جنگ: تعارض و خانهٔ مردم
دورهٔ پس از پیروزی دموکراسی پرتنش بود. بسیاری بیکار بودند، شکاف طبقاتی زیاد بود و اعتصاب برای دستمزد و شرایط بهتر رایج بود. در ۱۹۳۱ ارتش به کارگران معترض در Ådalen شلیک کرد و چند نفر کشته شدند — رویدادی که سوئد را تکان داد و نشان داد تعارضها چقدر عمیقاند.
در ۱۹۲۸، پر آلبین هانسون (Per Albin Hansson)، رهبر حزب سوسیالدموکرات، ایدهٔ خانهٔ مردم (folkhemmet) را مطرح کرد: جامعهای که در آن همه، صرفنظر از پیشینه، احساس امنیت و همبستگی کنند، و شکاف طبقاتی و تعارضهای سیاسی کاهش یابد.
در ۱۹۳۸ توافق سالتشوبادن (Saltsjöbadsavtalet) میان کارفرمایان و اتحادیههای کارگری منعقد شد. این توافق پایهٔ مدل سوئدی را گذاشت — اینکه کارفرمایان و اتحادیهها، نه سیاستمداران، دربارهٔ شرایط بازار کار در قرارداد دستهجمعی توافق میکنند. این مدل همچنان بر نحوهٔ تعیین دستمزد و شرایط کار اثر میگذارد.
همزمان زندگی روزمره نیز مدرن شد: برق در دسترس بیشتری قرار گرفت، و در دههٔ ۱۹۳۰ بسیاری از آپارتمانها آشپزخانه و حمام مدرن یافتند — اگرچه بسیاری همچنان در فضاهای تنگ زندگی میکردند و توالت آبی نداشتند.
چهرهٔ تاریک این دوره
این مواد آموزشی صریح است که جامعهٔ مدرن زندگی را برای همه بهتر نکرد. در این دوره، پژوهشهای نژادزیستشناختی (rasbiologisk forskning) انجام میشد که اقلیتهایی مانند سامیها، تورنهدالیها، یهودیان و رومانیها را قربانی میکرد. ریکسداگ قوانینی وضع کرد که مهاجرت برخی گروههای قومی، مانند رومانیها و یهودیان، را دشوارتر میکرد. افرادی که تصور میشد نمیتوانند در جامعه جای بگیرند، در بیمارستان یا دیگر مؤسسات مراقبتی نگه داشته میشدند، گاهی برای باقی عمرشان — بهویژه افراد دارای بیماری روانی یا معلولیت.
فقط اخیراً سوئد با این بخش از تاریخ خود روبهرو شده و تا حدی به قربانیان جبران کرده است.
سالهای رکورد (rekordåren)
پس از جنگ جهانی دوم، سوئد برای مدتی طولانی رشد اقتصادی قوی داشت. بیکاری بسیار پایین بود، صنایع رونق داشتند و سطح زندگی سریع افزایش یافت. سوسیالدموکراتها از ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۶ بیشتر وقتها بهتنهایی قدرت دولت را در دست داشتند.
اقتصاد قوی اصلاحات بزرگی را ممکن ساخت — از همینجا نام سالهای رکورد:
- هفتهٔ کاری ۴۰ ساعته با تعطیلی روزهای شنبه
- پنج هفته مرخصی سالانهٔ باحقوق
- گسترش بهداشت و مراقبت از سالمندان
- شبکهٔ حمایت اجتماعی بهتر: کمکهزینهٔ فرزند، بیمهٔ بیماری و بازنشستگی
دستمزد بهتر باعث شد افراد بیشتری توان خرید خودرو، ویلای تابستانی و سفر خارجی داشته باشند. بسیاری از نظامهای امنیتیای که امروز در سوئد وجود دارند، ریشه در همین دوره دارند.
سوئد به کشوری مهاجرپذیر تبدیل میشود
اقتصاد قوی مردم را از روستا به شهرها کشاند. همزمان بسیاری برای کار مهاجرت کردند — از جمله از فنلاند، یونان، یوگسلاوی و ترکیه. سوئد، که در قرن نوزدهم کشوری مهاجرفرست بود، اکنون به کشوری مهاجرپذیر تبدیل شد.
جابهجایی سریع جمعیت کمبود مسکن ایجاد کرد. برای حل آن، دولت در دههٔ ۱۹۶۰ برنامهٔ یکمیلیون مسکن (miljonprogrammet) را آغاز کرد، با هدف ساخت یک میلیون خانه در ده سال. محلههای مسکونی جدید در حومهٔ شهرها شکل گرفتند، با آپارتمانهای بزرگتر و مدرنتر از مرکز شهرها و با دسترسی به فروشگاه، بهداشت و مدرسه.
برابری جنسیتی و تحول فرهنگی
در سالهای رکورد، هم برابری اجتماعی و هم برابری جنسیتی افزایش یافت. شکاف دستمزد میان مردان و زنان کاهش یافت، زنان بیشتری بیرون از خانه کار کردند، و مهدکودکها برای امکانپذیر کردن این روند گسترش یافتند.
دههٔ ۱۹۶۰ دههای از اعتراضات جوانان علیه بیعدالتی بود، با تعهد قوی به صلح، محیطزیست و همبستگی بینالمللی. اصلاح مخاطبی (Du-reformen) یعنی مردم بهجای استفاده از لقب یا ضمیر رسمی، شروع به خطاب کردن یکدیگر با ضمیر غیررسمی «du» کردند — بیانی از جامعهای برابرتر. در آغاز دههٔ ۱۹۶۰ همچنین تلویزیون آمد، که نحوهٔ دریافت خبر و سرگرمی مردم را تغییر داد.
جامعهٔ اطلاعاتی
از میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰، جامعهٔ صنعتی به جامعهٔ اطلاعات و دانش تبدیل شد. در آغاز این تحول بهشکل بحران اقتصادی خود را نشان داد: رقابت افزایش یافت وقتی کشورهای دیگر کالاهای ارزانتر تولید کردند، چند صنعت بزرگ سوئدی تعطیل شد و بیکاری بالا رفت.
تا حدی بهعنوان واکنشی به این بحران، سوئد در ۱۹۷۶ دولتی غیرسوسیالدموکرات یافت — آغاز دورهای با دولتهای متناوب سوسیالدموکرات و راستگرا.
پس از این بحرانها، جامعهای پرفناوری شکل گرفت و نگاه به آموزش تغییر کرد. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی گسترش یافتند، افراد بیشتری مدت طولانیتری تحصیل کردند، و نیاز به یادگیری مادامالعمر افزایش یافت زیرا دانش با سرعت رشد فناوری بهسرعت کهنه میشد.
این فصل با جامعهٔ چندفرهنگی، حقوق فرد، و انقلاب دیجیتال و جهانیشدن پایان مییابد.
سالهایی که ارزش دانستن دارند
| سال | رویداد |
|---|---|
| ۱۸۰۹ | قانون اساسی جدید قدرت پادشاه را محدود میکند |
| ۱۸۵۰–۱۹۲۰ | بیش از یک میلیون سوئدی به آمریکا مهاجرت میکنند |
| ۱۸۶۵ | اصلاح قانون اساسی، اشراف و روحانیون نفوذ خود را از دست میدهند |
| ۱۹۰۹ | تقریباً همهٔ مردان حق رأی مییابند |
| ۱۹۱۴–۱۹۱۸ | جنگ جهانی اول، سوئد بیطرف |
| ۱۹۱۸ | تصمیم دربارهٔ حق رأی همگانی |
| ۱۹۲۱ | نخستین انتخابات با شرکت هم مردان و هم زنان — سوئد دموکراسی میشود |
| ۱۹۲۸ | پر آلبین هانسون ایدهٔ خانهٔ مردم را مطرح میکند |
| ۱۹۳۱ | تیراندازی در Ådalen |
| ۱۹۳۸ | توافق سالتشوبادن |
| ۱۹۳۹–۱۹۴۵ | جنگ جهانی دوم، سوئد بیطرف |
| ۱۹۴۵–۱۹۷۶ | سالهای رکورد |
| دههٔ ۱۹۶۰ | برنامهٔ یکمیلیون مسکن، اصلاح مخاطبی، تلویزیون |
| ۱۹۷۶ | نخستین دولت غیرسوسیالدموکرات پس از مدتی طولانی |
فصلها از مواد آموزشی رسمی UHR یعنی Sverige i fokus پیروی میکنند: خواندن فصل در UHR